اجتماعیسیاسی

چند سوال راهبردی از کاندیداهای شورای شهر

یکی از وظایف شوراهای اسلامی شهر و روستا، ارتباط و تعامل دوسویه با اقشار مختلف مردم است که منتج به ارائه خدمات به آحاد ملت می شود.

به گزارش پایگاه خبری همدان آنلاین، چالش بزرگی که در ادوار گذشته در برخی شهرها در مورد شورای شهر به وجود آمد این بود که اعضای شوراها بعد از انتخابات، مردم را فراموش کردند و صرفا به دنبال منافع شخصی، رانت، اختلاس و زد و بندهای سیاسی و اقتصادی بودند و این آسیب منجر به سلب اعتماد مردم شد.

بنابرین نیاز است در این دوره مردم با شناخت و بصیرت به نامزدهای انتخابات رای بدهند تا با ورود افراد توانمند و پاک دست به صحن شورا شاهد پیشرفت و توسعه شهرمان باشیم.

اکنون چند سوال پیش می آید: که از این تعداد کثیری که برای کاندیداتوری شورای شهر ثبت نام کرده اند چند نفر با وظایف شورا و کمیسیون های تخصصی آن آشنائی دارند؟!

از این افراد- اکثراً با تحصیلاتی غیر مرتبط با بحث مدیریت شهری- چند نفر از وظایف شهرداری و بحث مدیریت شهری و مشکلات کنونی خدمات شهری آگاه هستند؟!

عموماً در هر دوره انتخابات با ثبت نام شماری از افراد فاقد شغل، بازنشسته و غیر مرتبط با شورا مثل دبیر ادبیات، کارشناس روانشناسی، مسئول دفتر پیشخوان، شاعر، ورزشکار، کاسب و… مواجه می شویم که تصور می کنند صحن شورا فرصتی برای اشتغال و کسب درآمد آنهاست؛ چند نفر از این اشخاص مشکلات و نیازمندی های شهر را می شناسند و قادر به ارائه راهکار هستند؟!

چه تعداد از این افراد رزومه کاری شان را منتشر می کنند، دارای برنامه و هدف هستند تا باری از روی دوش مردم برداشته شود؟!

اگر حضور در شواری شهر، فی سبیل الله و رایگان و بدون هیچ حقوق و مزایا و حق الجلسه ای بود آیا باز این همه افراد برای حضور در شورا، دست و پا می شکستند؟!

فردی که در دوره تبلیغات قادر به پاسخ گویی که سوالات شهروندان نیست و تصور می کند صرفاً با راه اندازی یک کانال و چاپ تعدادی پوستر می تواند رای جمع کند و چهار سال آینده زندگی اش تأمین شود، آیا چنین شخصی قابل اعتماد است تا سرنوشت مردم یک شهر را به دستش بسپارید؟

واقعیت امر این است که صحن شورای شهر، نه محل كارآموزی، نه محل آزمون و خطا، نه محل اشتغالزایی، نه سكوی پرتاب و نه تجارتخانه است؛ شورای كارآمد بايد محل حضور افراد شایسته، متعهد، لایق و دلسوز باشد و اعضای شورای اسلامی شهرها بايد پاسخگو و با انگیزه، پیگیر، صادق، مستقل، متخصص و متدین باشند تا بتوانند وضعیت فعلی شهرها را به سمت پیشرفت و آبادانی بیشتر، متحول کنند.

از سوی دیگر اکنون که عمر دوره پنجم شورای شهر تمام شده است باید اعضای دور پنجم لیست دارایی ها و املاکشان در دوران قبل و بعد از ورود به شورا را منتشر کنند، این حق طبیعی مردم است که بدانند رأیی که به افراد دادند، چه سرنوشتی را برای شهر رقم زده و آیا منبع رانت و درآمدی برای اعضا بوده یا نه؟!

با همه این تفاسیر و با وجود همه دلخوری ها، دلسردی و مشکلات موجود، باز وظیفه اخلاقی، شرعی و اجتماعی افراد است که در انتخابات 28 خرداد ماه حضوری آگاهانه و با بصیرت داشته باشند.

رای دادن حق هر فردی است و این حق، یعنی حق ” تعیین سرنوشت” قابل انتقال به غیر نیست و ما نباید اجازه بدهیم دیگری، سرنوشت ما را تعیین کند.

بنابرین در این شرایط ” رأی ندادن” خودش ” رأی” است: رأی به اینکه دیگران به جای من انتخاب کنند… رأی به استمرار وضع موجود؛ رأی به حاکمیت اقلیت؛ و در نهایت رأی به افراد بی کفایت و فرصت طلب…

کدام آدم عاقلی است که خودش با دست خودش، انتخاب سرنوشتش را به دیگران موکول کند؟ نمی شود من و شما با هم سوار هواپیمای تهران- بندرعباس بشویم و شما بگویید برای من مهم نیست خلبان چه کسی باشد… واقعیت امر این است که خلبان ناشی، من و شما را باهم ته دره می برد…

کدام آدم عاقلی است که برای اصلاح جامعه و حکومتش به خود و دیگران ضربه بزند؟ واقعا برای اصلاح ناخدا، باید کشتی را سوراخ کرد؟

امروز قهر از صندوق رأی؛ یعنی توفیق شیادان و دشمنان، یعنی ” وضع نابه سامان موجود و تحریم ها جواب داد، لطفا ادامه دهید…”

پس به امید برگزاری انتخاباتی سالم، پرشور و دشمن شکن…

(یادداشت از، مهناز روزبهانی– خبرنگار)

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن